hse

بدين ترتيب استفاده از انرژي ماهيچه اي به حداقل رسيد و همچنين به جاي استفاده از انرژي باد، حيوانات و جريان آب، استفاده از انرژي بخار(توربين بخار) و انرژي سوخت (بنزين، گازوئيل و…) معمول شد. صنايع غول پيکر بوجود آمد و به دليل استفاده از چرخ دنده، پرس ها، تيغه ها، … . معلولين و مصدومين ناشي از کار چنان افزايش يافت که جمع آنها قشون از جنگ برگشته را تداعي مي کرد. اصطلاح “لشکر معلولين منچستر” زياد در کتابها بکار رفته است.
با اختراع ماشين بخار جهشي در صنايع نساجي و ديگر صنايع انگلستان و ساير کشورها رخ داد.
توليد انبوه (Mass production ) رونق گرفت و کارگران از مزارع به صنايع روي آورند.
در چند سده قبل توجه به حفاظت مطرح نبوده و کارهاي سخت و خطرناک مثلاً کار در معادن و تونل ها را محکومين به اعدام انجام مي دادند.

hse

اولين قانون براي ايمني محيط کار و بازرسي از آن در سال ۱۸۲۰ در انگلستان تصويب شد. گروهي از روحانيون و قضات بطور افتخاري از کارگاهها بازديد مي کردند. در سال ۱۸۳۳ با تجديد نظر در قانون قبلي يک اداره رسمي براي بازرسي ايجاد شد و در سال ۱۸۴۴ مقررات مربوط به حفاظت ماشين آلات و استفاده از وسايل پيشگيري و اعلام حوادث در متن قانون وارد شد.

در همين دوران در فرانسه از اطفال ۶-۸ ساله تا ۱۷ ساعت در روز کار مي کشيدند. در سال ۱۸۶۷، در فرانسه انجمني براي پيشگيري از حوادث تشکيل شد. اين انجمن در شهر مولهوز و توسط آنجل دلفوس تشکيل شد. منشور اين انجمن چنين بيان شده بود:

“صاحب کارخانه علاوه بر فرد وظيفه دارد که به شرايط جسمي و روحي کارگران توجه نمايد. اين الزام کاملاً اخلاقي است و هيچ گونه مزدي نمي تواند جايگزين آن گردد و مي بايد مقدم بر هر گونه منافع و ملاحظات ملحوظ گردد.”

hse

اولين قانون در زمينه حفاظت فني به مفهوم دقيق در فرانسه در سال ۱۸۹۳ تدوين شد.

در پروس در سال ۱۸۳۹ آيين نامه اي براي يک نظام بازرسي در کارخانه ها تدوين شد و در سال ۱۸۴۵ به کارخانه ها از سوي وزارت کشور و دارايي پروس توصيه شد که بازرس طبي داشته باشند و سرانجام در سال ۱۸۷۲ يک نظام بازرسي و حفاظت و بهداشت کار در پروس ايجاد شد و در سال ۱۸۷۸ به موجب قانون امپراطوري بازرسي کارخانه ها اجباري شد و بيمه حوادث ناشي از کار در سال ۱۸۸۴ در آلمان تدوين شد.

نظام هاي واقعي و مؤثر در زمينه بازرسي کارخانه ها در دانمارک و سوئيس در سالهاي ۱۸۷۳ و ۱۸۷۷ بوجود آمد و استانداردهاي مربوط به حفاظت و بهداشت به اجرا در آمد.

در آمريکا تأسيس ادارات رسمي براي بازرسي ايمني کارخانه از ايالت ماساچوست در سال ۱۸۶۷ آغاز شد و سرانجام از سال ۱۸۸۵ اصل مسئوليت کارفرما در صورت بروز حوادث ناشي از کار، در مقررات قانوني ايالت هاي گوناگون ظاهر شد.

hse

با اهميت و پيچيدگي تدريجي صنعت در کشورهاي غربي کارشناسان و رشته هاي گوناگوني در اين حوزه ها توسعه يافت و بتدريج مسئوليت کارفرما در اين موارد به شرکت هاي بيمه سپرده شد و اين شرکت ها بازرساني براي اطمينان از اتخاذ تدابير حفاظتي استخدام نمودند و فعاليت در زمينه پيشگيري حوادث بتدريج گسترش يافت.

در سال ۱۸۸۹ در شهر مولهوز با مجاهدت هاي آنجل دولفوس تدابير حفاظتي در کليه کارخانه هاي نساجي پيش بيني شد. و آلبومي از تصاوير وسايل حفاظتي انتشار يافت. چاپ دوم اين آلبوم در سال ۱۸۹۵ با تجديد نظر انتشار يافت. پاره اي از اين وسايل هنوز براي حفاظت و ايمني معتبر شناخته مي شود.

hse

از سال ۱۸۸۹ کنگره هاي بين المللي در زمينه حفاظت تشکيل شد ( ۱۸۸۹، پاريس، ۱۸۹۱ برن و ۱۸۹۴ ميلان) اين کنگره ها و تبادل اطلاعات مربوط به توسعه قوانين حفاظتي منجر شد بطوريکه اجراي مؤثر الزامات قانوني و نقش مستقل بازرسان مورد تأکيد قرار گرفت و انجمن هايي براي حمايت از اين اقدامات شکل گرفت. از جمله در بلژيک سوئد و انگلستان اين نهادها شکل گرفت. شوراي ملي کوبا در سال ۱۹۳۶، انجمن ژاپني براي رفاه در صنايع ۱۹۲۸ و انجمن هندس در سال ۱۹۳۱ و شوراي ملي براي حفاظت در سال ۱۹۲۷ آغاز بکار کردند.

علل عمده افزايش سوانح و حوادث ناشي از کار در محيط هاي صنعتي بعد از انقلاب صنعتي:

افزايش بسيار سرعت حرکات ماشين ها و محدود بودن توان عکس العمل انسان.
تراکم کارکنان در فضاهاي نسبتاً کوچک.
افزايش قدرت ماشين آلات و پيچيدگي کار آنها.
تقسيم زياد کار که هر کارگر با آموزشي اندک فقط از عهده بخشي اندک از فرايند توليد بر مي آيد و تصوري از مجموع اين فرايند ندارد و از نظر رواني باعث خستگي، بي حوصلگي، افزايش اشتباهات و در نتيجه ايجاد حادثه مي شود.
علل عمده افزايش سوانح و حوادث ناشي از کار در محيط هاي صنعتي بعد از انقلاب صنعتي

فقدان آموزش کافي براي کار با ماشين آلات و شيوه هاي پيش گيري و مقابله با سوانح و حوادث
عدم تطابق دانش و توانايي هاي جسمي و رواني انسان
توجه بيش از حد به افزايش سطح توليد به جاي توجه به حفظ ايمني انسانها.

تمرکز ماشين آلات زياد در محيط هاي محدود و ايجاد سر و صداي زياد
عدم سرمايه گذاري در سيستمهاي حفاظتي و برنامه هاي
بهبود شرايط کار و استقرار عدالت اجتماعي در سطح بين المللي، در طول ساليان دراز دلمشغولي بسياري از افراد بوده است. رابرت آون انگليسي در سال ۱۸۱۸ پيشنهاد نمود که مسائل مربوط به کار ” در کميسيون کار” در سطح بين المللي بررسي شود. اما اولين گامي که در اين زمينه برداشته شد کنفرانس بين المللي در سال ۱۸۹۰ با حضور ۱۴ کشور در برلين بود که نتيجه آن توصيه هايي در زمينه شرايط کار در معادن و تجديد کار اطفال و زنان و تعطيل هفتگي بود. در سال ۱۹۰۰ جامعه بين المللي حمايت قانوني از کارگران تشکيل شد.

hse

سرانجام در سال ۱۹۱۹ سازمان بين المللي کار در پايان جنگ جهاني اول به موجب ماده ۱۳ قرارداد صلح ورساي براي حمايت از حقوق کارگران، ايجاد شرايط مساعد کار و امکانات کافي براي اشتغال و سطح زندگي مناسب براي کارگران سراسر دنيا تأسيس شد و هدف از تأسيس آن استقرار عدالت اجتماعي، آزادي و امنيت اقتصادي و ايجاد فرصت هاي مساوي براي آحاد ملتها بوده است. در بدو تأسيس ۴۵ کشور به عضويت اين سازمان در آمدند و در حال حاضر ۱۷۴ کشور عضو اين سازمانند.

اين سازمان سه جانبه است يعني اعضايي از کارگران، کارفرمايان و دولتها در آن عضويت دارند.

وظايف سازمان بين المللي کار برابر نتايج کنفرانس ۱۹۴۴ فيلادلفيا تبيين گرديد و در زمينه محيط و شرايط کار وظايف زير را بر عهده دارد.
بهبود امور حفاظت و بهداشت در محيط كار به جلوگيري از امراض و حوادث ناشي از كار و كنترل خطرهاي محيط.

hse

ايجاد و تقويت مؤسسات تخصصي مانند مؤسسه ملي كار، آزمايشگاههاي بهداشت صنعتي، مراكز بهداشت و حفاظت كار و بخش هاي آموزش حفاظت
رسيدگي به مسائل مربوط به زمان كار (حداكثر كار قانوني، اضافه كاري، نوبت كاري و شب كاري) و مسائل پزشكي، اقتصادي و اجتماعي آنها.
كمك به گزينش تكنولوژي مناسب به عنوان وسيله اي جهت بهبود و حفاظت شرايط و محيط كار.
كمك به سازمانهاي محلي حفاظتي و بهداشت كار و مراكز تحقيقات و انجمن هاي كارفرمايي و سنديكاهاي كشورهاي مختلف.
كنفرانس بين المللي كار ساليانه يكبار تشكيل مي شود و از هر كشور ۴ نماينده (دو نماينده دولت، دو نماينده از كارگران و كارفرمايان) شركت مي نمايند. استانداردهاي بين المللي كار و اهداف كلي سازمان، بودجه و برنامه كار سازمان در اين كنفرانس تعيين مي شود هيأت مديره هدايت امور سازمان بين المللي كار را عهده دار است و مركب از ۲۸ نماينده دولت و ۲۸ نماينده كارگر و كارفرما مي باشد. دفتر بين المللي كار كه محل آن در ژنو است دبيرخانه سازمان محسوب مي شود و مركزيت انتشارات و تحقيقات را عهده دار است. زير نظر اين دفتر بيش از سه هزار نفر در نقاط مختلف جهان كار مي كنند.
در سال ۱۹۴۶، سازمان بين المللي كار جزء سازمانهاي اختصاصي سازمان ملل شد و در سال ۱۹۶۹ نيز جايزه نوبل صلح را دريافت نمود. ايران از سال ۱۹۱۹ عضو آنست.